محمدرضا هاشمی  بازیگری را به صورت اتفاقی در سن ۱۵ سالگی آغاز کرد. محمدرضا هاشمی در فیلم روزهای انتظار به کارگردانی اصغر هاشمی، ساعت ۵ عصر به کارگردانی مهران مدیری، سراسر شب به کارگردانی فرزاد موتمن بازیگری کرد.

نام: سید محمد رضا هاشمی

متولد: ۱۳۶۶

حرفه: بازیگر

وضعیت تأهل: مجرد

 

سید محمدرضا هاشمی بازیگر تئاتر سینما وتلويزيون می باشد او  در ۲۴ مرداد ماه سال ۱۳۶۶ در تهران به دنیا آمد .محمدرضا هاشمی  فارغ التحصیل رشته عمران در مقطع لیسانس و فوق لیسانس سد‌سازی میباشد . محمدرضا هاشمی تنها یک برادر به نام رامین دارد که وی در زمینه خوانندگی فعالیت ميکند.

 

عکس های محمدرضا هاشمی

 

محمدرضا هاشمی اسب سواری را بطور حرفه ای دنبال می کند  و همچنين ديگر رشته های ورزشیمثل شنا، فوتبال و … را هم با مهارت و بطور حرفه ای انجام مي دهد. محمدرضا هاشمی در صنعت مد نیز فعال است و به عنوان مدل در یک برند معروف نیز کار کرده‌ است. البته به گفته خودش هنرپیشگی را هرگز فدای هیچ شغل دیگری نمی‌کند و فعلا تنها هدفش انتخابهای درست و رسیدن به هنرپیشگی به معنای هنری آن است و نه تجاری.

 

تصاویر محمدرضا هاشمی

 

آغاز بازیگری محمدرضا هاشمی

محمدرضا هاشمی  بازیگری را به صورت اتفاقی در سن ۱۵ سالگی آغاز کرد.

در زمان اسب سواری به وسیله آقای جاوید براي بازي در نقش پسر ترکمن در مجموعه تلویزیونی قصه های اردو دعوت شد و در دو ایپزود از این مجموعه که از شبکه دو پخش شد، ایفای نقش کرد. با بازي در این مجموعه تلویزیونی به حرفه هنر و سینما علاقمند شد.

 

 عکس پدر محمدرضا هاشمی

جدیدترین عکس های محمدرضا هاشمی

 

شروع فعالیت در عرصه تئاتر

محمدرضا هاشمی از سال ۸۶ بطور حرفه ای تئاتر کار می کند. نخستین نمایشی که بازي کرد در فرهنگسرای نیاوران بود. همچنین نمایش هایی از جمله سلام و خداحافظ، چون تنهایی دو نفره له و لورده، تیغ کهنه و … از دیگر نمایش هایی هستند که کار کرده است.

 

فیلم سینمایی سراسر شب کاری، اولین کار بلند و جدّي محمدرضا هاشمی بوده است

 

فیلم های های محمدرضا هاشمی

محمدرضا هاشمی در فیلم روزهای انتظار به کارگردانی اصغر هاشمی، ساعت ۵ عصر به کارگردانی مهران مدیری، سراسر شب به کارگردانی فرزاد موتمن بازیگری کرد او همچنین در سریالهای قصه های اردو به کارگردانی حسن جاوید، سقوط آزاد به کارگردانی علیرضا امینی، عروس تاریکی به کارگردانی محمود معظمی بازی کرده است.

فیلم سینمایی سراسر شب کاری از آقای فرزاد موتمن کار بلند و جدّي من وی بوده است.

 

شیوا « فاطمه» خنیاگر( متولد خرداد ماه ۱۳۴۶ در تهران) هنرپیشه سینما و تلويزيون اهل ایران است. شیوا خنیاگر در مجموعه تلویزیونی مرگ تدریجی یک رؤیا در سال ۱۳۸۷ به آوازه رسید. براي آشنایی بیش تر با شیوا خنیاگر در ادامه با ما همراه باشید.

بیوگرافی شیوا خنیاگر:
شیوا خنیاگر در سال ۱۳۴۶ در تهران متولد شد. مادرش از مهاجران روسی و پدرش گیلانی بود، یک خواهر و دوبرادر دارد. خانم خنیاگر در سن ۱۹ سالگی مادرش را در یک تصادف از دست داد. که بعد از مرگ مادرش به بیماری افسردگی حاد دچار شده بود. پنج شش سال پس از فوت مادرش، پدر خود را هم در اثر یک بیماري از دست داد.

 

شیوا خنیاگر,بیوگرافی شیوا خنیاگر,عکس های شیوا خنیاگر تصاویر شیوا خنیاگر

شیوا خنیاگر فارغ التحصیل لیسانس ادبیات فارسی در سال ۱۳۶۳ است و همچنين دوره فیلمنامه نویسی را سال ۱۳۶۹ گذراند.

وی فعالیت هنري خود را از سال ۱۳۶۸ با فیلم« عبور از غبار» شروع کرد. چند وقتی بعنوان گوینده رادیو تهران مشغول بکار بود ولی به علت حقوق پائین این کار را رها کرد.

با ایفای نقش در مجموعه تلویزیونی مرگ تدریجی یک رؤیا و ستایش به چهره شناخته شده ای تبدیل شد شیوا خنیاگر در گفتگو ای اعلام کرده که چندین سال است که بیکار بوده و بعد از ۳۰ سال بازیگری هنوز بیمه ندارد.

 

شیوا خنیاگر,بیوگرافی شیوا خنیاگر,عکس های شیوا خنیاگر پسر شیوا خنیاگر

ازدواج شیوا خنیاگر:
بعد از ازدواج و تشکیل خانواده و به دنیا آمدن تنها فرزندش به اسم علیرضا تا مدتها کار نکرد، و بعد از چند سال زندگی، از همسرش جدا شد.

در بسياري از سایت ها ناصر ممدوح هنرپیشه و دوبلور ايراني بعنوان همسر شیوا خنیاگر معرفی شده است به همین علت چندي پیش این هنرپیشه عکس همسر قبلی خود را منتشر کرد. این هنرپیشه تأکید کرد که این عکس را به خاطر روشن شدن مسئله و برطرف کردن سو تفاهم منتشر نموده است .

 

شیوا خنیاگر,بیوگرافی شیوا خنیاگر,عکس های شیوا خنیاگر همسر سابق شیوا خنیاگر

علل حذف شیوا خنیاگر از مجموعه تلویزیونی ستایش:
خانم خنیاگر با انتشار پستی در اینستاگرام این چنین ميگويد :” چه بيرحمانه مرا صرفا بخاطر درخواست دستمزد معوّقه، با نوشتن سكانس مرگ، به بازيم در ستايش يک پايان دادند…. والاّ قرار بود هم چنان در ستايش دو و همچنين سه در كنار اقای داريوش ارجمند، با نام آتی و بعنوان همسرش حضور داشته باشم….”

 

شیوا خنیاگر,بیوگرافی شیوا خنیاگر,عکس های شیوا خنیاگر بازی شیوا خنیاگر در سریال ستایش

 

فیلم های سینمایی شیوا خنیاگر:
– پانسیون دختران (۱۳۹۳)
– دلتنگی‌های عاشقانه (۱۳۹۱)
– بی‌تابی بیتا (۱۳۹۰)
– یک سطر واقعیت (۱۳۹۰)
– رهاتر از دریا (۱۳۸۹)
– امشب شب مهتابه (۱۳۸۷)
– بیداری (۱۳۸۷)
– چهره به چهره (۱۳۸۷)
– سایه وحشت (۱۳۸۷)
– دوشیزه باران (۱۳۸۶)
– کلاغ پر (۱۳۸۶)
– سوغات فرنگ (۱۳۸۵)
– مقلد شیطان (۱۳۸۵)
– ستاره‌ها ۱: ستاره می‌شود (۱۳۸۴)
– ازدواج صورتی (۱۳۸۳)
– عروس فراری (۱۳۸۳)
– پسران مهتاب (ارتشی در تاریکی) (۱۳۸۱)
– جایی دیگر (۱۳۸۱)
– چهره (۱۳۷۴)
– فردا روز دیگری است (۱۳۷۴)
– دیوانه‌وار (۱۳۷۳)
– مجسمه (۱۳۷۱)
– مریم و میتیل (۱۳۷۱)
– شانس زندگی (۱۳۷۰)
– عشق و مرگ (۱۳۶۹)
– عبور از غبار(۱۳۶۸)

 

شیوا خنیاگر,بیوگرافی شیوا خنیاگر,عکس های شیوا خنیاگر بازی شیوا خنیاگر در سریال بوی باران

مجموعه تلویزیونی شیوا خنیاگر:
– دایره تردید   (  امیر قویدل   ۱۳۸۲ )
– روشنایی های شهر     (مسعود کرامتی    ۱۳۸۳)
– راه شب    ( داریوش فرهنگ    ۱۳۸۴)
– پرواز در حباب    ( سیروس مقدم   ۱۳۸۵)
– اغما    ( سیروس مقدم   ۱۳۸۶)
– مرگ تدریجی یک رؤیا     (فریدون جیرانی    ۱۳۸۷)
– شب هزارویکم     (علی بهادر    ۱۳۸۸)
– ملکوت     (محمدرضا آهنج     ۱۳۸۹)
– ستایش (فصل اول)     (سعید سلطانی    ۱۳۸۹)
– سهمی برای دوست     (مسعود اطیابی     ۱۳۹۰)
– عملیات ۱۲۵ (سری سوم)    ( مسعود آب پرور    ۱۳۹۱)
– ستایش( فصل دوم)    ( سلطانی     ۱۳۹۲)
– قهر و آشتی     (علی ژکان   ۱۳۹۳)
– ماه و پلنگ    ( احمد امینی     ۱۳۹۵)
– بوی باران     (محمود معظمی      ۱۳۹۸)

 

با فتوشاپ می‌توان کارهای جالبی انجام داد مانند عکس هاي زیر که دریک مسابقه برنده شده اند و وقعا دیدنی هستند. نابغه هاي فتوشاپ دائم باهم در رقابت هستن و با بکار بردن استعدادهای سحرآمیزشون نشون میدن که میتونن خنده دار ترین عکسها رو با فتوشاپ درست کنن.

 

عکس هایي که این جا میبینید تصاویر برنده قبل و بعد از فتوشاپ هستن. بنظر شما کدومشون ارزش اینو داره که بعنوان عکس برتر انتخاب بشه؟

 

ترامپ در حال نوشیدن آب

خنده دارترین عکس های فتوشاپ شده جهان |برندگان عکس های فتوشاپ

فریاد ترامپ در انبوهی از روزنامه ها

خنده دارترین عکس های فتوشاپ شده جهان |برندگان عکس های فتوشاپ

تصویرسازی با جلد کتاب ها

خنده دارترین عکس های فتوشاپ شده جهان |برندگان عکس های فتوشاپ

گربه در مقابل شیشه پنجره رنگی

خنده دارترین عکس های فتوشاپ شده جهان |برندگان عکس های فتوشاپ

مرغ پر فری

خنده دارترین عکس های فتوشاپ شده جهان |برندگان عکس های فتوشاپ

برخورد موج آب به سنگ هاي ساحل

خنده دارترین عکس های فتوشاپ شده جهان |برندگان عکس های فتوشاپ

پرنده شکارچی

خنده دارترین عکس های فتوشاپ شده جهان |برندگان عکس های فتوشاپ

ماسک برگ روی صورت سگ

خنده دارترین عکس های فتوشاپ شده جهان |برندگان عکس های فتوشاپ

کلاه گیس پرنده مرده روی سر گوزن

خنده دارترین عکس های فتوشاپ شده جهان |برندگان عکس های فتوشاپ

در اینبخش مجموعه اي از عکس نوشته هاي طنز اینستاگرامی رابه همراه متن هاي خنده دار مرور می‌کنیم. صفحات فان و طنز در اینستاگرام پرطرفدارترین هستند و میزان فالوورهای انها گاهی بـه بیش از یک میلیون نفر میرسد. از آنجا کـه سلیقه طنز همه ی مـا باهم تفاوت دارد، در مجموعه امروز تصاویری از تمام سلیقه هاي طنز را مرور میکنیم، در ادامه با مجله پارس ناز همراه باشید.

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

تعدادی استاد دانشگاه رابه فرودگاه دعوت کردند و آن ها را در هواپیمایی نشاندند. وقتی درهای هواپیما را بستند، از بلندگو اعلام شد: این هواپیما ساخت دانشجوهای شماست! وقتی اساتید ارجمند این خبر را شنیدند، همه ی از دم اقدام بـه فرار کردند! همه ی با عجله بـه سمت در خروجی می‌دویدند، بجز یک استاد کـه خیلی ریلکس نشسته بود.

 

از او پرسیدند

چرا نشستی؟ نگو کـه نمی ترسي

استاد با خونسردی گفت

اگر این هواپیما ساخت دانشجوهای مـن اسـت

شک دارم پرواز بکند، تازه اگر روشن شود

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی کـه سی سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود، از یکی‌ از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود. در روز موعود، مهمان سیاستمدار تأخیر داشت و بنابر این کشیش تصمیم گرفت کمی‌ برای مستمعین صحبت کند. کشیش پشت میکروفن قرار گرفته و گفت: سی سال قبل وارد این شهر شدم.

 

راستش را بخواهید، نخستین کسی‌ کـه برای اعتراف وارد کلیسا شد، مرا بـه وحشت انداخت. بـه دزدی‌هایش، باج‌گیری، رشوه‌ خواری، هوسرانی‌، زنا با محارم و هر گناه دیگری کـه تصور کنید اعتراف کرد. آن روز فکر کردم کـه جناب اسقف اعظم مرا بـه بدترین نقطه زمین فرستاده اسـت ولی‌ با گذشت زمان و آشنایی با بقیه اهل محل دریافتم کـه در اشتباه بوده‌ام.

 

این شهر مردمی نیک دارد. دراین لحظه سیاستمدار وارد کلیسا شده و از او خواستند کـه پشت میکروفن قرار گیرد. در ابتدا از این کـه تأخیر داشت عذرخواهی‌ کرد و سپس گفت: بـه یاد دارم زمانی کـه پدر پابلو وارد شهر شد، مـن نخستین کسی‌ بود کـه برای اعتراف مراجعه کردم.

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

پدری با دو فرزند کوچکش مشغول قدم زدن در پیاده رو بود. پسر بزرگ‌تر پرسید: پدر جان مـا چرا خودرو نداریم؟ پدر گفت: مـن یک پدر زن ثروتمند پیر دارم، اگر او فوت کند، ثروتش بـه مادر زن مـن خواهد رسید، پس از آنکه مادر زنم هم مرد، ثروت او بـه مـا رسیده و مـن خواهم توانست کـه یک ماشین برای خودمان بخرم.

 

پسر کوچک، پس از شنیدن حرف پدر گفت: پدر جان، مـن پهلوی شـما خواهم نشست. پسر بزرگ تر با ناراحتی جواب داد: تـو باید عقب بنشینی، جای مـن در جلو اسـت. دو برادر ناگهان شروع بـه دعوا و کتک زدن هم دیگر کردند. پدر کـه خیلی خشمگین شده بود، گفت: بیایید پایین، بچه‌هاي بی تربیت. تقصیر مـن اسـت کـه شـما را سوار ماشین کرده‌ام.

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

روزی مرد خسیسی کـه تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بودو پول و دارایی زیادی جمع کرده بود قبل از مرگ بـه زنش گفت: مـن می خواهم تمامی اموالم رابه آن دنیا ببرم. او از زنش قول گرفت کـه تمامی پول‌هایش رابه همراهش در تابوت دفن کند. زن نیز قول داد کـه چنین کند. چند روزبعد مرد خسیس دار فانی را وداع کرد.

 

وقتی مأموران کفن و دفن مراسم مخصوص را بجا آوردند و میخواستند تابوت مرد را ببندند و آنرا در قبر بگذارند، ناگهان همسرش گفت: صبر کنید. مـن باید بـه وصیت شوهر مرحومم عمل کنم. بگذارید مـن این صندوق را هم در تابوتش بگذارم. دوستان آن مرحوم کـه از کار همسرش متعجب شده بودند بـه او گفتند آیا واقعاً حماقت کردی و بـه وصیت آن مرحوم عمل کردی؟

 

زن گفت: مـن نمی‌توانستم بر خلاف قولم عمل کنم. همسرم از مـن خواسته بود کـه تمامی دارایی‌اش را در تابوتش بگذارم و مـن نیز چنین کردم. البته مـن تمامی دارایی‌هایش را جمع کردم و وجه آنرا در حساب بانکی خودم ذخیره کردم. در مقابل چکی بـه همان مبلغ در وجه شوهرم نوشتم و آنرا در تابوتش گذاشتم، تا اگر توانست آنرا وصول کرده و تمامی مبلغ آنرا خرج کند.

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

ﺳﮓ ﮔﻠﻪ‌ﺍی مرد، ﭼﻮﻥ ﺻﺎﺣﺒﺶ ﺧﻴﻠﻰ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ آرامستان‌هاي مسلمانان ﺩﻓﻦ ﻛﺮﺩ. ﺧﺒﺮ ﺑﻪ مفتی ﺷﻬﺮ ﺭﺳﻴﺪ و ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺣﻀﺎﺭ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﻨﺪ، ﺯﻳﺮﺍ ﺍﻭ ﺳﮓ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ بـه خاک ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻭﻗﺘﻰ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺳﺘﮕﻴﺮ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻧﺰﺩ مفتی ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ، ﮔﻔﺖ: ﺍﻯ مفتی، ﺍﻳﻦ ﺳﮓ ﻭﺻﻴﺘﻰ ﻛﺮﺩﻩ ﻛﻪ ﻣﻰ‌ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻋﺮﺽ ﻛﻨﻢ ﺗﺎ ﺑﺮ ﺫﻣﻪ ﻣﻦ ﭼﻴﺰﻯ ﺑﺎﻗﻰ ﻧﻤﺎﻧﺪ!

 

مفتی ﭘﺮﺳﻴﺪ: ﻭﺻﻴﺖ ﭼﻴﺴﺖ؟ ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ: ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺳﮓ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﻮﺕ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩﻡ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ، ﭘﺲ ﻭﺻﻴﺖ ﻛﻦ ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻛﺴﻰ ﺑﺪﻫﻢ؟ ﺳﮓ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﻤﺎ ﻛﻪ مفتی ﺷﻬﺮ ﻫﺴﺘﻴﺪ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩ! اینک ﮔﻠﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﻭ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﺍﺳﺖ! مفتی ﺑﺎ تأﺛﺮ ﻭ تأسف ﮔﻔﺖ: ﻋﻠﺖ ﻓﻮﺕ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺳﮓ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ؟

 

ﺁﻳﺎ ﺑﻪ ﭼﻴﺰ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﻭﺻﻴﺖ ﻧﻜﺮﺩ؟

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﻧﻌﻤﺎﺕ ﺍﺧﺮﻭﻯ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻣﻨﺖ ﻧﻬﺪ

ﻭ ﺗﻮ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺮﻭ

ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺁﻥ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻭﺻﺎﻳﺎﻯ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﺩﺍﺷﺖ

ﻣﺎ ﺭﺍ ﺁﮔﺎﻩ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﺗﺎ بدان ﻋﻤﻞ ﻛﻨﻴﻢ!

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

عکس خنده دار + عکس نوشته های طنز اینستاگرامی + متن های خنده دار (310)

شخصی نزد طبیبی رفت و گفت:

دردی دارم آنرا علاج کن

طبیب پرسید:

چـه دردی داری؟

مریض گفت:

چند روز اسـت کـه موی ریش مـن درد می کند!

طبیب پرسید: امروز چـه خورده اي؟

مریض گفت: نان سوخته و یخ!

طبیب گفت: برو بمیر کـه نه دردت بـه درد آدمیان می ماند

و نه غذایت بـه غذای عالمیان

برگرفته از صفحه zuitland در اینستاگرام